| سهم من از عشق قفس با حجم كوچك بود |
![]() |
|
|
هر ملتی چه چيزی را کشف کرد؟ ترکیه: آنها رنگ موی بلوند را کشف کردند و سعی کردند با تمام ظرفیت از آن استفاده کنند. مراکشی ها: فرانسه را کشف کردند، مدتی به عنوان کارگر در آن مشغول به کار شدند و به این کار ادامه دادند. آمریکایی ها: آمریکایی ها کشف کردند که اگر 300 میلیون نفر از مردم آمریکا، سه جور همبرگر، دو جور قهوه، چهار جور عروسک، دو تا حزب و دو جور رئیس جمهورداشته باشند، قطعا مجبور نیستند فکرشان را برای انتخاب کردن خسته کنند و می توانند با خیال راحت تلویزیون نگاه کنند. انگلیسی ها: انگلیسی ها کشف کردند که اگر آمریکایی ها مطرح ترین نیروی مقتدر، فرانسوی ها به عنوان دموکرات ترین جامعه، سوئیسی ها به عنوان ثروتمند ترین کشور و ایتالیایی ها به عنوان زیباترین تولید کننده زیبایی در دنیا مطرح باشند، آنها می توانند قدرتمندترین و دموکرات ترین و ثروتمندترین کشور را داشته باشند. عراقی ها: عراقی ها کشف کردند که اگر بخواهند کسی واقعا کشته شود می توانند سرش را از بدنش جدا کنند، وگرنه معلوم نیست دوباره زنده شود. پاکستانی ها: آنها کشف کردند که تا وقتی رئیس جکومت لباس نظامی نپوشیده است، در کشور آرامش برقرار نمی شود، بنا براین سالهاست که یک نظامی با کودتا روی کار می آید و به محض اینکه احساس کرد که اوضاع بروفق مراد است و دیگر لازم نیست لباس نظامی بپوشد، بعد از چند سال با کت و شلوار و کراوات در ملاء عام ظاهر می شد. یک روز بعد، صبح زود، یک نظامی که لباسش را هنوز درنیاورده بود کودتا می کرد و قدرت را در دست می گرفت. مصری ها: کشف کردند که اگر اجساد پادشاهان را کاملا مومیایی کنند و زیر خروارها سنگ مثل اهرام دفن کنند، این پادشاه دیگر دست از حکومت کردن برمی دارد و کسی دیگر پادشاه می شود. ایرانی ها: کشف کردند که اگر به جای اینکه با برگزاری یک انتخابات عادی که 2 میلیارد هزینه برمی دارد، دولت را تغییر دهند، می توانند هر بیست سالی با یک انقلاب که 100 میلیارد هزینه برمی دارد حکومت را تغییر دهند، در این حالت هم دلشان خنک می شود و هم پول نفت یک جوری مصرف می شود. ارمنی ها: کشف کردند که بهترین مصرف کننده مشروبات خانگی آنان مسلمانان هستند، و به همین دلیل همیشه می توانند از دست ترک ها به ایرانیان پناه بیاورند. آلمانی ها: کشف کردند که اگر دقیق ترین و قدرتمندترین و مطمئن ترین اتومبیل دنیا را بسازند، می توانند مطمئن باشند که بازار جهانی اتومبیل در اختیار ژاپنی ها قرار خواهد گرفت. فرانسوی ها: عطر را کشف کردند و از آن پس مطمئن شدند که اگر یک ماه هم حمام نروند بوی بد بدنشان دیگران را آزار نخواهد داد. بلژیکی ها: کشف کردند که برای اداره یک کشور نه میلیون نفری، یک پادشاه، سه زبان، چهار دولت و دویست وزارتخانه کافی است و لازم نیست دولت را از این بزرگتر کنند. سوئدی ها: سوئدی ها با یک مشکل جدی همواره مواجه بودند، هر وقت می خواستند چیزی را کشف کنند زمستان می شد و باید می رفتند داخل خانه و به همین دلیل چیزهای زیادی کشف نکردند. چینی ها: چینی ها در دوران کمونیسم قبلی کشف کردند که اگر همه یک میلیارد و خرده ای میلیون جمعیت این کشور یک جور لباس بپوشند، تعداد مخالفین حکومت کمتر می شود. ژاپنی ها: کشف کردند که برای استفاده از دوربین هایی که دائما تولید می کنند، حتما لازم است که همیشه ده درصد جمعیت این کشور در خیابان شانزه لیزه پاریس مشغول عکاسی باشند. سوریه ای ها: سوریه ای ها کشف کردند که اگر مخالفان حکومت را اگر بکشند هزینه کمتری نسبت به زندانی کردن آنها دارد. ایتالیایی ها: رادیو را کشف کردند، وسیله ای که می توانست روزی 24 ساعت بلاانقطاع حرف بزند. اسپانیایی ها: کشف کردند که اگر پارچه قرمز را جلوی چشم گاو بگیرید، حتما به طرف آن حمله می کند.
چند خط عاشقی غم که ميآيد در و ديوار، شاعر ميشود در تو زندانيترين رفتار شاعر ميشود مينشيني چند تمرين رياضي حل کني خطکش و نقاله و پرگار، شاعر ميشود تا چه حد اين حرفها را ميتواني حس کني؟ حس کني دارد دلم بسيار شاعر ميشود تا زماني با توام انگار شاعر نيستم از تو تا دورم دلم انگار شاعر ميشود باز ميپرسي: چهطور اينگونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جاي من بگذار شاعر ميشود گرچه ميدانم نميداني چه دارم ميکشم از تو ميگويد دلم هر بار شاعر ميشود
از شاعری گمنام دو نجات يافته يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و به جزيره كوچكي شنا كنند دو نجات يافته نمي دانستند چه كاري بايد كنند اما هردو موافق بودند كه چاره اي جز دعا كردن ندارند. به هر حال براي اينكه بفهمند كه كدام يك از آنها نزد خدا محبوبترند و دعاي كدام يك مستجاب مي شود آنها تصميم گرفتند تا آن سرزمين را به دوقسمت تقسيم كنند و هر كدام در يك بخش درست در خلاف يكديگر زندگي كنند نخستين چيزي كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول ميوه اي را كه بر روي درختي روييده بود در آن قسمتي كه او اقامت مي كرد ديد و مرد مي تونست اونو بخوره. اما سرزمين مرد دوم زمين لم يزرع بود هفته بعد مرد اول تنها بود و تصميم گرفت كه از خدا طلب يك همسر كند. روز بعد كشتي ديگري شكست و غرق شد و تنها نجات يافته آن يك زن بود كه به بخشي كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. در سمت ديگر مرد دوم هيچ چيز نداشت . بزودي مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بيشتري نمود. در روز بعد مثل اينكه جادو شده باشه همه چيزهايي كه خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت سرانجام مرد اول از خدا طلب يك كشتي نمود تا او و همسرش آن جزيره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد يك كشتي كه در سمت او در كناره جزيره لنگر انداخته بود را يافت. مرد با همسرش سوار كشتي شد و تصميم گرفت مرد دوم را در جزيره ترك كند او فكر كرد كه مرد ديگر شايسته دريافت نعمتهاي الهي نيست. از آنجاييكه هيچ كدام از درخواستهاي او از پروردگار پاسخ داده نشده بود هنگامي كه كشتي آماده ترك جزيره بود مرد اول صدايي غرش وار از آسمانها شنيد :" چرا همراه خود را در جزيره ترك مي كني؟ مرد اول پاسخ داد "نعمتهاي تنها براي خودم هست چون كه من تنها كسي بودم كه براي آنها دعا و طلب كردم دعا هاي او مستجاب نشد و سزاوار هيچ كدام نيست آن صدا مرد را سر زنش كرد :"تو اشتباه مي كني او تنها كسي بود كه من دعاهايش را مستجاب كردم وگرنه تو هيچكدام از نعمتهاي مرا دريافت نمي كردي مرد از آن صدا پرسيد " به من بگو كه او چه دعايي كرد كه من بايد بدهكارش باشم؟ " او دعا كرد كه همه دعاهاي تو مستجاب شود" ما هممون مي دونيم كه نعمتهاي ما تنها ميوه هايي نيست كه برايش دعا مي كنيم بلكه اونها دعاهايي ديگران هست براي ما " "" " .
کسی که باکی از مرگ نداشته باشد جاودانی می شود. انسان نمی تواند به پرواز درآید مگر اینکه ابتدا به لبه پرتگاه برسد. نیکوس کازانتزاکیس
اینها از بهترین عکسهای سال ۲۰۰۵ هستند که می بینید
طرز تهیه شوهر مرغوب
برای تهیه این عنصر ، در ابتدا ی کار باید سیلیکات جهیزیه را با نیترات ارث بابا مخلوط کرده ، پس از مدتی متصاعد می شود برای مرغوبیت بیشتر این عنصر می توان از زبان چرب و نرم هم به عنوان کاتالیزور استفاده کرد .
این عنصر در طبیعت به صورت آزاد یافت می شود که با استفاده از ابزار خاصی باید آن را به سرعت ذخیره کرد . به خصوص که این عنصر نسبت به عنصر مکمل خود حدود یک میلیون واحد کاهش مقدار دارد .
خواص فیزیکی : جنس آن بسیار سخت است که البته می توان آن را باکمی سولفور زرنگی نرم کرد. زیرا به سرعت در برابر ابراز احساسات واکنش نشان می دهد .
قابل ذکر است نوع خوش ترکیب آن در طبیعت کمتر یافت می شود .
خواص شیمیایی : بعضی از این عناصر با خورده شیشه همراه بوده و ناخالصی دارند ، برای خالص شد نشان کافی ست آنها را در یک سیستم سر بسته به نام اتاق قرار دهید .بدین خاطر که این عناصر قابلیت مفلوکشدن دارند . ( چکش خورانند )
از ابزاری نظیر تبر استفاده کرده و آزمایش را انجام دهید در اثر این واکنش گاز فریاد و امواج غلط کردم متصاعد می شود سپس این عنصر به صورت رسوب در گوشه ی اتاق ته نشین می شود که این رسوب نسبت به عنصر اصلی از مرغوبیت بیشتری برخوردار است !
راز خوشبختی تاجری پسرش را برای آموختن " راز خوشبختی " به نزد خردمندترین انسانها فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام درصحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا برفرازکوهی رسید . مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی می کرد . بجای اینکه با یک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می خورد . فروشندگان وارد و خارج می شدند . مردم در گوشه ای گفتگو می کردند . ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده شده بود . خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد. خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که " راز خوشبختی" را برایش فاش کند . پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او بازگردد .
مرد خردمند اضافه کرد : معذالک می خواهم از شما خواهشی بکنم . آن وقت یک قاشق کوچک بدست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت : در تمام این مدت گردش این قاشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن آن نریزد .مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر در حالیکه چشم از قاشق برنمی داشت .دو ساعت بعد به نزد خردمند برگشت .مرد خردمند از او پرسید : آیا فرشهای ایرانی اتاق ناهارخوری را دیدید ؟ آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند مرا که روی پوست آهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کردید ؟ آیا باغی را که استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن کرده است را دیدید ؟ مرد جوان شرمسار اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده است . تنها فکر و ذکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود حفظ کند . خوب پس برگرد و شگفتیهای دنیای مرا بشناس . آدم نمی تواند به کسی اعتماد کند مگر اینکه خانه ای را که او در آن ساکن است بشناسد . مرد جوان با اطمینان بیشتری این بار به گردش در کاخ پرداخت . او باغها را دید و کوهستانهای اطراف را . ظرافت گلها و دقتی را که در نصب آثار هنری در جای مطلوب بکار رفته بود تحسین کرد . وقتی به نزد خردمند بازگشت همه چیز را با جزییات برای او توصیف کرد .خردمند پرسید : پس آن دو قطره روغنی که به تو سپرده بودم کجاست؟ مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها را ریخته است .آن وقت مرد خردمند به او گفت :تنها نصیحتی که به تو می کنم اینست راز خوشبختی اینست که همه شگفتگیهای جهان را بنگری بدون اینکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی
گزیده ای ازکتاب کیمیاگر
غم و شادی پیش آمده حس کنی که از زندگی و محتویاتش اعم از انسان و طبیعت متنفری؟ از همه چیز خشمگین می شوی در حالی که عمیقاٌ لحساس استیصال می کنی؟ با هر تلنگری بغضی به بزرگی آسمان در گلویت می نشیند و با هر نیشتری می باری؟ برای من که بسیار پیش آمده بود. مدتها بر این روال می گذراندم و از تنهایی و غم خود خشنود و راضی بودم. نمی دانم تا به حال عاشق غم خوردن خود بوده ای یا نه اما من بودم. دیوانه هر لحظه تنهایی و غم. از جام شرنگ می خوردم و لذتی می بردم که خماری از مستی شراب. وقتی کسی از زیبایی زندگی تعریف می کرد نمی فهمیدم. با خود می گفتم اینها از لذت من بی خبرند. اما کسی نبود به من بگوید غم خوردن و عاشق آن بودن نوعی بیماری است . بله. اکثر ما اینگونه ایم و به آن افتخار می کنیم. اما دریغ که از زیبایی شادی و تاثیر معجزگونه آن غافلیم. در این روزها به قدری شادم و شادی می کنم که ناخوداگاه دیگران را نیز خوشحال می کنم. و چه بالاتر و برتر از این. می خواهم سنگر غم را برای همیشه تسخیر کنم و شادی را جایگزین آن کنم و حتی در تنهایی خود از آن غفلت نورزم. دعا کنید موفق شوم. اين هم تصويری زيبا برای دل خودم !!!!
من بهت شک دارم !!! به روش اراذلي يا جواتي کلامی ساده زندگی رسم خوشایندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود. خود را دوست داشته باشيد خود را دوست داشته باشيد تا هرگز گرفتار خشمهاي مخرب نخواهيد شد چه کنیم که يادمان در دلهاي اطرافيان باقي باشد . خود را از شر توقعاتي كه از ديگران داريد نجات دهيد. رفتارهاي خشم برانگيز را بررسي كنيد و راهي صحيح براي ابراز احساسات خود بيابيد. در هنگام عصبانيت سعي كنيد پيش كسي برويد كه براي او احترام خاصي قايل هستيد و او را دوست داريد. لحظات عصبانيت خود را با قيد زمان و مكان و واقعهاي كه باعث عصبانيت شما شده يادداشت كنيد. .، از شخصي كه دوستش داريد بخواهيدبه شما با گفتار يا اشارههاي توافق شده تا هنگام عصبانيتهشدار دهد، . پس از بروز خشم اعلام كنيد كه خطا كردهايد. ياد بگيريد كه اگر چيزي را دوست نداريد. اما از آن عصباني هم نشويد. ياد بگيريد كه هر كس حق دارد چيزي باشد كه خودش انتخاب كرده. اداي عصبانيت را در آوريد. عصبانيت خود را به تعويق اندازيد. در لحظه خشم، از افكار خود آگاهي پيدا كنيد. شوخ طبعي را در خود پرورش دهيد. زمان حال خود را با خشم و عصبانيت به هدر ندهيد. زندگي را سخت نگيريد. خود را ارزشمند بدانيد و اجازه ندهيد ديگران اختيار شما را در دست بگيرند. ياد بگيريد تا اعمال و عقايد ديگران شما را پريشان و آشفته نسازد. به خاطر داشته باشيد كه ديگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند. به ياد داشته باشيد كه ديگران نميتوانند هميشه به ميل شما رفتار كنند. اگر فكر ميكنيد كه با بلندتر كردن صدايتان طرف مقابل ساكت ميشود. بياموزيد تا احساس خود را به او نشان دهيد، اما كاري نكنيد كه عصباني شود. ياد بگيريد كه در برابر يأس و ناكامي به شكل تازهاي از خود واكنش نشان دهيد. خشم خود را به نحوي كه آثار مخرب نداشته باشد، ابراز كنيد. بياموزيد كه دنيا هرگز آن طور كه شما ميخواهيد، نخواهد بود همة ما علاقهمنديم يادمان در دلهاي اطرافيان باقي باشد و اين تنها با سلاح خُلق خوش حاصل ميشود. هنگامي كه به خاطرات پررنگمان با آشنايان مراجعه ميكنيم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترين شخصيتها در ذهن و رحمان ميباشند. چنين ماندگاري در قلبها آرزوي همه ماست و اين مهم به دست نميآيد مگر آن كه از رموز آن آگاه باشيم . يكي از مهمترين رازهاي رسيدن به آن جذابيت است و قبل از هر چيز بايد بدانيم كه جذابيت چيزي غير از زيبايي است. شخص ميتواند صورت زيبايي نداشته باشد اما بسيار جذاب باشد و هم چنين ميتواند بسيار زيبا باشد اما اصلاً جذابيت نداشته باشد. جذابيت و گيرايي يك ويژگي كاملاً اكتسابي است و به راحتي ميتوانيم صاحب آن باشيم: ظاهري آراسته داشته باشيد. تميز و مرتب باشيد، هماهنگي و پاكيزگي شما، ناخودآگاه شما را جذاب ميكند. بعضي از افراد براساس تصوري اشتباه براي جذاب شدن به زحمت زيادي ميافتند و خود را به شكلهاي عجيب و غريبي درست ميكنند. مهمترين مسئله اين است كه مرتب و هماهنگ و در عين حال ساده باشيد. نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ، مثبت و تأثيرگذار شما را ضايع ميكند. فرزندي كه هميشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهري مرتب ميبيند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نميفريبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسي شوند كه تأثير منفي او از اثرات مثبتش به مراتب بيشتر باشد. بيشتر سكوت كنيد: غالباً افراد به اشتباه براي اين كه جذابتر شوند، بيشتر شلوغ ميكنند و به خطا ميروند. سكوت، يك تأثير ذهني و رواني بسيار قوي ميگذارد. در سكوت، فرد پيرامون خود خلاء ايجاد ميكند و هر خلايي، جذب را سبب ميشود. آنها كه بيشتر صحبت ميكنند و كمتر ميشنوند از جذابيت خود ميكاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بيشتر به واقع شما را عاقلتر و قابل اطمينانتر معرفي ميكند و اين زمينهاي مساعد براي صميميت بيشتر است. سكوتي سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صميميت است. نرم و ملايم سخن بگوييد: هنگامي كه نرم و ملايم صحبت ميكنيد افراد را جذب خود ميكنيد و به راحتي ميتوانيد بر روي آنها تأثير بگذاريد. آدمهاي خشن و داد و بيدادي افراد مناسبي براي اطمينان كردن، نيستند. - فرد محترمي باشيد: بياحترامي به خود، به ديگران و بياحترامي و بي ادبي در كلام و رفتار همگي از جذابيت شما ميكاهد. شما بايد هم در ظاهر آراسته باشيد و هم در باطن وارسته. افراد مؤدب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج ميزند. محترم و مؤدب و باشخصيت باشيد، خواهيد ديد خود به خود جذاب ميشويد. - زياد شوخي نكنيد اما بسيار تبسم كنيد: شوخي فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما ميكاهد چرا كه شوخي فراوان به تدريج مرزهاي لازم بين افراد را از بين ميبرد متبسم باشيد كه تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف ميبخشد. در تبسم، سنگيني و متانت و جذابيت است. قاطعيت يعني جذابيت: كساني كه شخصيت قاطعي دارند و هدفها و ارزشهاي معيني دارند، بياستثنأ ميتوانند افراد جذابي باشند. زيرا شخصيتهايي جذاب و تأثيرگذارند كه بسيار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصي بودن و به آنها رسيدن اعتماد به نفس زيادي به ارمغان ميآورد و جذابيت از وجود چنين شخصي موج ميزند. آسان بود، اين طور نيست؟ فكر ميكنم شما هم ميتوانيد يكي از جذابترين و ماندگارترينها باشيد. معطل نشويد دست به كار شويد فقط يک روز امروز کسی باش که واقعا آرزو داری مهربان و باگذشت ساده و شفاف پاک و خالص با انعطاف و مددرسان رنج و نگرانی را کنار بگذار به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری امور را از این پس همان طور به پیش بروند درک کن که باخودخواهی و خود پسندی درد جسمانی و رنج روانی را برای خود تدارک می بینی زندگی کن با مرام های واقعی چون محبت وعفو وجودی عاشق از خواسته نفس رها شو و در وجود خویش به جای رنج دادن و ناسپاسی به دنبال شوق و امید باش فقط یک روز بی ضرر باش و برای همگان مفید باش حقیقت را دریاب نیت کلام و کردار و گفتارت را آرامش بده اگر باورت نکردند نهراس بر ناتوانی خود برای رسیدن به خواستهای مهر آمیزت غلبه کن چنان با محبت رفتار کن که دلیلی برای شرمسار بودن از خودت نداشته باشی پیش داوری هایت را کنار بگذار که رنج پیش از آن حتمی است همین امروز از بخشش آکنده شو کس نمی داند فردا چه در راه است زندگی کوتاه است درگذشته ها نمان نگران آینده نباش فقط یک روز لحظه های امروزت را باامید و اشتیاق به سمت مسیر ی تازه و سپید ببر در تاریکی به دنبال چه میگردی ؟ چرانور را نمی جویی ؟ لا اقل یک روز کسی باش که واقعا آرزو داری!!! ای دل مباش یکدم خالی زعشق و مستی وانگه برو که رستی از نیستی و هستی گر جان بتن ببینی مشغول کار اوشو هر قبله ای که بینی بهتر زخود پرستی با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش بیمار اندرین رو بهتر ز تندرستی در مذهب طریقت خامی نشان کفر است آری طریق دولت چالاکیست جستی تا فضل وعقل بی معرفت نشینی یک نگته ات بگویم خود را مبین که رستی در آستان جانان از آسمان نیندیش کز اوج سر بلندی افتی بخاک پستی خارا چه جان بکاهد گل عذر آن بخواند سهل است تلخی می در جنب زوق مستی صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز ای کوته آستینان تا کی در از دستی
جهان از خلقت تو هدفی داشته است پس هنوز مشتاقی که از من بشنوی .. از خود لایتناهی ات ... و این یعنی سادگی ، رهایی ، بی فرمی ... زندگی را این بار آمده ام که کاری به انجام برسانم. کاری که هدف جهان بوده است از آمدن من ... از خلقت تو. کاری هست، در این زمان، که هیچ کس به خوبی تو نمی تواند انجامش بدهد. و جهان به تو و تنها به تو این توانایی را داده است... و همه هستی به آنچه فقط در تو هست نیازمند است... و تمام هستی منتظر است که تو خودت را کشف کنی و این نیاز را برآورده کنی. تمام هستی منتظر است ... همه همنوعان تو منتظرند ... منتظر تو... منتظر چیزی که تنها از تو برمی آید و هدف طبیعت از خلقت تو بوده است و این دارمای توست. دارمای تو همان است که به خاطرش خلق شده ای... آمده ای که کشف کنی و به انجامش برسانی... تو آمده ای که دارمای خود را کشف کنی. که ببینی هدف از خلقت تو چه بوده، آمده ای که رها شوی... از زمان، از مکان، از ماده، از حسرت، از نگرانی... دارمای تو راز سعادت آرامش و موفقیت آسمانی توست. وقتی تو در دارمای خود هستی، زمان برای تو متوقف می شود، از کار و زندگی ات لذت می بری و پیشرفتی شگفت انگیز خواهی داشت که نتیجه استعداد بی نظیر توست و از آنجا که نیاز بسیاری در جهان برای آنچه تو انجام می دهی وجود دارد ، از تمامی محدودیت های مادی و مکانی رها می شوی. و به خاطر داشته باش که در این راه این جسم تو وسیله ایست که روح تو را به مقصد می رساند. پس گرامی اش بدار و از آن به خوبی مراقبت کن. جسم تو معبد روح است ، جایی که روح تو در آن آرام می گیرد و اندیشه می کند ... و روح تو تنها زمانی می تواند آرام بگیرد و اندیشه کند که معبد سالم باشد... و آرام ، ... و پاک... پاک از هر چیزی که خدایی نیست. حال برای سه روز آینده : ۱- فقط برای سه روز همه نگرانی هایت را رها کن، و آرام باش. تنها در آرامش است که می توانی به ندای قلبت گوش کنی. ۲- از خود بپرس که اگر تمام آنچه را که می خواستی در اختیار داشتی زندگی را چگونه می گذراندی. ۳- از خود بپرس چطور می توانی به بشریت خدمت کنی، این مهم ترین پرسشی است که می تواند نو را به دارمایت برساند. ۴- به اطرافیانت یاد بده که جهان از خلقت آنها هدفی داشته است. یاد بده که نگران چیزی نباشند و به دنبال آن هدف بگردند و ببین که چگونه پیش می روند. ۵- با بیان این نکته برای اطرافیان، آن را در ذهن خود پایدار کن و بخشنده شو تا طبیعت در تو جاری شود. دیپاک چوپرا خانمها و آقايان!!!! برخی خصلتهای خانمها: ۱- برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است. 2- با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون میرن و لباس های گرون قیمت می خرن. 3- با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن. 4- با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن. 5- با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه. 6- با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید. 7- با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین ...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی نــــــاقلا...) برخی خصلتهای آقایان: ۱- تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند. 2- در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند. 3- در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو به حساب نمی آرن. 4- در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست. 5- در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانسشون رو روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن. 6- در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه. 7- در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)
|
||
|
|